دنبال گل و بوسه و لبخند نبودم
تنهایم و دنباله ی پیوند نبودم
این عمر زمستان شد و افتاد به جانم
ای کاش که زائیده ی اسفند نبودم
1398/12/10
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
ای ناآشنای سایه وار برپشته ی ابرهای تیره
تگرگ ریزان دنبال کدامین حس گمشده ای درمن؟
بی سر پناه نبوده ای هنوز
تا با نهیب های جگرسوز
لباسهایت را به جای ساک
در نایلونی کهنه بر شانه بگیری
و با حسرت
مهمانخانه های شهری غریب را پرسه بزنی
من نیز چون تو
دنبال دیگری جهان را گشته ام
پاورقی تمامی کتابها را
پارکها و رستوران ها و کوچه ها را
نیاز مندی تمامی روزنامه ها را
و تو اکنون جز خرواری از اندوه
بر من نمی بینی
ع اکبری
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
اینجا زنی خسته آنجا زنی مرده
یک آدم گشنه شلاق را خورده
اندیشه در پستو اندیشه ها مفرد
دیکتاتوری خسته هی خودزنی میکرد
آمارها بالا آوارها پائین
وابسته ها در صف گلدسته ها رنگین
تنها صدا در روز صدها صدا در شب
دیکتاتوری خسته می تاخت بی مرکب
سردرد می پوشید اندیشه در سامر
شب لخته می شد شعر در سینه ی شاعر
شیر از لب گنجشک دود از دماغ فیل
از شوق حوری ها ، می کشت اسماعیل
ع ا
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
تو از ابرا چی میدونی
که بارون با خودت داری
تو رویا های پس کوچه
خیابون با خودت داری
کجای آسمونایی
تو از افسانه هم دوری
هنوزم گیر چشماتن
بد اقبالای لاحوری
تموم مالرو ها رو
به دنبال تو می گردن
سبک مغزای یونان و
هنرمندان عاشوری
لب از لب باز کن شاید
یکی حرفاتو می فهمه
خدا هم اهل پیغومه
تو این وقتای مجبوری
ع ا
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
در نهایت بزرگترین کشف بشر این خواهد بود که ما نیز حیوانیم و اشرفیت ما توهمی بیش نیست
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمدی