تولد
-
تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:56
دنبال گل و بوسه و لبخند نبودمتنهایم و دنباله ی پیوند نبودماین عمر زمستان شد و افتاد به جانمای کاش که زائیده ی اسفند نبودم 1398/12/10
سینه سرخ
-
تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:56
هشت سالی بیشتر نداشتم و خونه مون با همون سبک قدیمی و حیاط پرچین دار بزرگ، یکی از زیباترین حیاط های روستا رو داشت. شیش تا درخت توت بزرگ دو سوم حیاط رو سایه می انداختن و هر جنبنده ای که تابستونا به اون
اسطوره ی عصیان
-
تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:56
ابلیس تنهاابلیس عزیزاولین عصیانگر زمین و آسمانانقلاب شکوه مندت را می ستایمبی آنکه به خدا بدبین شومشکوه استواری و جسارتت را..... تو رودر روی کی ایستاده ای و منهنوز برای پست ترین رذاله های زمین کمر خم
مرا به مکتب جدیدی سوق بده
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
مرا به مکتب جدیدی سوق بدهکه هنوز جنایتش شروع نشده باشدمرا به جایی ببر که سروها را وارونه بپذیرندو قابله ها از کرگدن های آبستنفرزندان متمدنی بیرون بکشندمرا آرام کن با نوک قلم هایی که بدون دستماللمس کرد
تگرگ ریزان
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
ای ناآشنای سایه وار برپشته ی ابرهای تیرهتگرگ ریزان دنبال کدامین حس گمشده ای درمن؟بی سر پناه نبوده ای هنوزتا با نهیب های جگرسوزلباسهایت را به جای ساک در نایلونی کهنه بر شانه بگیری و با حسرتمهمانخانه های شهری غریب را پرسه بزنیمن نیز چون تودنبال دیگری جهان را گشته امپاورقی تمامی کتابها راپارکها و رستور...
کتابهای برتر
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
@zhuancha elفهرستی از 100کتاب براتون اینجا میگذارم که ارزش خوندن داره.به نظرم معرفی كتابی كه دوست داری و موقع خوندن ازش لذت بردی، مثل معرفی یك دوست خوب، هتل، رستوران و یک جای تفریحی برای سفر به دیگرا
خوره
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
اینجا زنی خسته آنجا زنی مردهیک آدم گشنه شلاق را خوردهاندیشه در پستو اندیشه ها مفرددیکتاتوری خسته هی خودزنی میکردآمارها بالا آوارها پائین وابسته ها در صف گلدسته ها رنگینتنها صدا در روز صدها صدا در شب دیکتاتوری خسته می تاخت بی مرکبسردرد می پوشید اندیشه در سامرشب لخته می شد شعر در سینه ی شاعرشیر از لب ...
چادر گشوده شد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
یک شب که ماه رفت چادر گشوده شدمردی نفس به دستبا ترس می رسیدنزدیک رختخواب شب بود و پختگی شب بود و تن ، سکوتشب سخت می تپیدشب بود و بوی تندر زیر جامه اییا در لباس زیرکوهی از استرسیک زلزله به دستبر شرمگا
پنهان تر از خدا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
آزادیقابیل پنهان شده در پستوی تاریخبوسه بزن بر گلو های جویای نامتتکبیر بگو هنگام بریده شدن هانایاب تر از خدا...ای دم نداده به تله ی بزرگان به کوبا و مکزیک و پاریس سلام ما را برسانبگو دیوار های بدون ر
مالرو
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
تو از ابرا چی میدونی که بارون با خودت داریتو رویا های پس کوچهخیابون با خودت داریکجای آسموناییتو از افسانه هم دوریهنوزم گیر چشماتنبد اقبالای لاحوریتموم مالرو ها رو به دنبال تو می گردنسبک مغزای یونان وهنرمندان عاشوریلب از لب باز کن شایدیکی حرفاتو می فهمهخدا هم اهل پیغومهتو این وقتای مجبوری ع ا
حیوان
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:57
در نهایت بزرگترین کشف بشر این خواهد بود که ما نیز حیوانیم و اشرفیت ما توهمی بیش نیست
گوسفند
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
ما از سیاره هایی که هرگز کشف نخواهند شد بر روی زمین به بردگی آمده ایم ، برای قربانی خدایانی که هرگز نخواهیم دید برای لمس خوشبختی که نخواهیم چشید ما هنوز دلایل زیادی برای ماندن داریم هنوز تمامی سد ها را نشکسته ایم جنگلهای زیادی به ما لبخند می زنند هنوز دریاهای بزرگی نخشکیده اند ادیان زیاد و کاملی هست...
خونی ریخته نشد
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
جهان به پایان رسید و رئیس جمهورها با دستهایی که بر چانه می کشیدند آهسته آهسته به خانه هایشان بازگشتند زمین چرخید برای یکی شب بود و برای دیگری روز و خدایگان بسیاری در خیابانها به هم نگاه می کردند هیچ
شعرها
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
به راستی که شعر ها عقده های گندیده ی درونمان هستند درست شبیه فرزندانمان ... لبخند می زنند لگد می زنند و با اشتیاق به آغوشهای ناشناخته می پرند 1397/6/3
بچرخ تا بچرخیم
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
وقتی زمین نچرخه وقتی خدا تو خوابه بچرخ تا بچرخیم این رسم انقلابه وقتی که جرمه شادی تا گریه ها ثوابه وقتی که صورت زن محکوم به نقابه وقتی غزال کوهی با روسری بخوابه بچرخ تا بچرخیم این رسم انقل
تف های سر بالا
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
یه روزی پس میده دنیا تموم اونی که برده تو نورآباد می پیچه که اون شاعر لره مرده میگن تو حالت سردی کتاب افتاده از دستش پیمبر وار تو فکری خدا جون داده از دستش میگن که مشت دستاشو هنوزم وا نمی کرده میدو
نیست ؛ هیچ ، ماده .....
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
میخواهم بگویم که تمام زبان و کلمات آفریده شده قراردادی بیش نیست و تمام تعاریف ساخته ی ذهن ما است ، میخواهم با تمام بی عاطفگی بگویم که تمام محرم بودن و نبودن ، راست و دروغها، خوب و بدها ، مرزها و زبانه
آنی
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
خنجر زده ای که درد خشنود شود این مرگ عقب رفته کمی زود شود آتش زده ایم در خرمن خویش بگذار هر آنچه هست نابود شود ۹۷/۰۷/۲۶
رگه ها
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
بنویس؛ از امید های کز کرده ی در تردید از لبهای کبود شده از دوده و افیون از رگه های باور در اوج عصیان بگو ؛ از آخرین معجزات بی سند از پروردگار ناتوان قرنهای ما من میشنوم ضجه ی اره های در حلقوم درختان را خوب ، بد ، زشت ، زیبا و چه قولنامه های سرخودانه ای نوشته ایم ع اکبری۹۷/۸/۱۲
یک شبه
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:08
اون شب رو به خوبی یادمه ، صدای قرائت قرآن و دعا محله رو پر کرده بود اونایی که دستشون به دهنشون می رسید شیک و پیک به سمت مسجد می رفتن و بعضی هاشون زیر لب ورد میخوندن و گاهی دستی به گوشی می بردن و از س